نوشتن برای نوشتن یا نوشتن برای دغدغه‌ها

در مطلب قبلی که قدم اول برای نویسندگی نام داشت خودمان را همچون کودکان بازیگوش مکتب خانه های قدیم مورد عتاب قرار دادیم که: «هی فلانی از شروع کردن به نوشتن نترس. بنشین و بنویس. حرف خودت را بگو و کتاب خودت را بنویس و دنیای خودت را بساز»…
اگر نوشتن را شروع کرده باشید الان بایستی به این دوراهی رسیده باشید که نوشتن برای رسیدن به چه چیز؟ بنویسیم فقط برای اینکه نوشته باشیم یا اینکه نوشتن برای دغدغه ای که داریم و یا نگرانی برای رسیدن به جایی که دوستش داریم؟
نمی خواهم در قامت یک پارناسی هنگام نوشتن، صرفاْ به عنوان مدافع زیبایی ظاهر شوم و یا مانند چپ ها، قلمم را کاملا مشروط و مقید به موقعیت اجتماعی و سیاسی بدانم و در خدمت یک ایدئولوژی طبقاتی و مکتبی قرار بگیرم و با هر آمدن و رفتنی، زنده باد و مرده باد گوی این و آن باشم؛ بلکه می خواهم نوشتن را به مثابه یک هنر که باید برای خودش بتواند زنده بماند و همزمان یک اصول انسانی و جهانشمول را زنده نگه دارد و بسط دهد معرفی کنم.
به زبانی ساده تر هم باید نوشتن را مثل یک هنر بدانیم و برای کثرت و وسعتش بکوشیم و هم آنرا برای معنا بخشیدن به زندگی به قدر وسع و توان خویش بارور کنیم تا به کار زیستن بیاید و مهجور و دست نایافتنی نباشد.
اگر دوست دارید نسبت میان اصالت مسئولیت و آزادی در هنر را بهتر بشناسید و تحلیل کنید پیشنهاد میکنم مقاله هنر مدرن، هنر جاهلیت و اشرافیت را بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *